عطا ملك جوينى

651

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

« باتو » چون از اردوى خويشتن از حدود سقسين و بلغار بر عزيمت ابتدار به حضرت كيوك خان روان شد چون به موضع الاقماق رسيد - كه از آنجا تا شهر قياليق هفت روزه راه باشد - آوازه حالت واقعه كيوك خان بشنيد . هم آنجا توقّف نمود و ايلچيان را به اعلام وصول به اقارب و عشاير به جوانب متواتر گردانيد و به استحضار ايشان اشارت كرد . از حدود قراقورم منكو قاآن روان گشت . و سيرامون و ديگر نوادگان و خواتين قاآن كه در آن حدود بودند قنقوربقاى نوين را كه امير قراقورم بود قائم‌مقام خويش بفرستادند و خط دادند كه : « با تو همه پادشاه‌زادگان را آقاست ؛ حكم و فرمان او به هرچ فرمايد نافذست و ما همه بدان رضا داده‌ايم و از آنچ او اشارت راند و صواب بيند ابا ننمائيم » و پادشاه‌زادگان ديگر پسران كيوك خان چون در جوار او « 1 » بودند در مقدّمه « 2 » به خدمت باتو رسيدند و يك‌دو روز بايستادند . و بىاجازت عنان مراجعت با صوب اردوى خويش معطوف كردند به علّت آنك فرقهء عملهء علم قام « 3 » به زيادت ازين مقام رخصت نداده‌اند . و تيمور نوين را به‌جاى خويش در خدمت او بگذاشتند و فرمودند كه : « چون عقود جمعيّت انتظام پذيرد به هرچ كنگاج رود و اتفاق آقا و اينى باشد او نيز بر آن جملت متّفق شود » چون از جوانب پسران حاضر شدند از پسران قاآن قدغان اغول و از پسران و نوادگان جغتاى قراهولاكو « 4 » و موجى « 5 » در رسيدند . منكو قاآن با برادران خويش موكا و اريغ‌بوكا و از امرا اوهتاى و ييسو بوقا و از اطراف ديگر امرا و نوينان و ديگر پادشاه‌زادگان و برادرزادگان باتو جمعيّتى بزرگ ساختند و روزها طوى « 6 » كردند . و بعد از آن در كار تفويض خانيّت به كسى كه اهليّت آن داشته باشد و نيك و بد و خير و شرّ كار ديده و حلو و مرّ « 7 » روزگار چشيده و لشكرها به اقاصى و ادانى كشيده و در بزم نامدار و در رزم كامگار آمده كنگاج « 8 » كردند . و روزها و شبها درين مصلحت تدبّر و تفكّر نمودند تا از زمره پسران و نوادگان از نسل و اروغ « 9 » چنگز خان كدام پسر باشد كه

--> ( 1 ) - يعنى در جوار « باتو » . ( 2 ) - يعنى مقدّم بر همه و پيش از همه . ( 3 ) - علم قام : علم سحر و جادو . ( 4 ) - قراهولاكو : مقصود قراهولاكو بن ماتيكان بن جغتاى بن چنگيز خان است كه در اين كتاب احيانا از او به « قرااغول » يا فقط « قرا » تعبير مىكند . ( مص ) . ( 5 ) - موجى : پسر اول جغتاى و پدر « تكودار اغول » است كه با هولاكو به ايران آمد . ( 6 ) - طوى : جشن . ( 7 ) - حلو و مرّ : شيرين و تلخ . ( 8 ) - كنگاج : مشورت . استعمال امروزين كنكاش در معنى كاوش غلط مىباشد . ( 9 ) - اروغ : خويش و تبار ، نسل .